تبلیغات
آلبالو خشگه! - یه روز ماه رمضونی

امروز صبح با تلفن بابا بیدار شدم .
رفتم دادا رو گذاشتم مغازه ، بابا رو بردم میوه جات و غوره بگیریم.
میخواستم برم کتابخونه که یهو یادم اومد فایل ترجمه مورد نظر مشکل داره و نمتونم بازش کنم .
میوه ها رو رسوندم خونه و نشستم به دون کردن غوره ها ...
غوره ها تموم شد ، میوه ها رو شستم و خشک کردم و یخچال و ریختم بیرون و تمیز کردم و دوباره چیدم .


امسال به مامان گفتم همش عدسی بخوریم .. به اندازه کافی وقتی مهمون داریم اذیت میشه دیگه برا خودمون آش و سوپ نپزه .

برا بعد افطار سالاد میوه درس کردم ... همچنان معتقدم مهمون پررو میشه آدم براش سالاد میوه درس کنه :))

_یموقع هایی بی دلیل و یهو بی اعصاب میشم ..نمدونم چرا !






اینم از اخلاق گند آلبالو خشگه ...

*دوتا از دوستام (دوقلوئن) نت ندارن ، رابطه اس ام اسی هم قبول ندارن، ینی اس بزنم بهم زنگ میزنن ، بچه های خوبی ن و از اول دبستان با هم بودیم تا الان ... اون ها هم میدونن که من از تلفن خوشم نمیاد.. ینی حاضرم هزارتا اس بدم اما زنگ نزنم به طرف!

همیشه بهم زنگ میزدن ، گرچه هربار همون ب بسم الله میگفتن : یموقع زنگ نزنی و فلان ، ولی بهرحال اونا زنگ میزدن ؛ این اواخر حتی هرشب ،یه روزایی ش خسسسسته بودم؛جسمی نه ...حال و روزم اوکی نبود ... حال خودمم نداشتم ...

الان کمتر از یک ماهه که زنگ نمیزنن ، یکی دوبار زنگ زدم ، ولی واقعا از تلفن زدن بدم میاد ... از طرفی م  دوستی شونصدسالمون از بین میره



*دو نفر امروز افطاری دعوتمون کردن که هیچ کدوم و نمی خوام برم...






[ شنبه 29 تیر 1392 ] [ 11:26 ب.ظ ] [ آلبالو خشگه! ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه