تبلیغات
آلبالو خشگه! - می نویسم یادم باشه...
سلام


میلاد مبارک :)





صرفا می نویسم برا ثبت این حال و روزم ... که روزی که دیگه این اوضاع نبود ؛ چه بهتر ، چه بدتر شده بودم شکر کنم .

شب میلاد امام حسن (ع) ِ و من ....

بچه که بودم همسایمون سفره امام حسن مینداخت ، همه چی ِ سفره سبز ، یادمه یبارم ما اون سفره رو انداختیم . بچه بودم ، خیلی بچه ، انقد که فقط یادمه ازون موقع با پدیده ای به اسم کاچی آشنا شدم !!

خلاصه که از کرم و بخششون خیلی میگن ، من نمیدونم ... خب تاحالا به ایشون توسل نداشتم ..کم لیاقتی ِ من بوده

حال الانم حالی ِ که به هیچ کس ، هییییییییچ کس امیدی ندارم که بخواد منو ازین مردابی که توشم دربیاره

دیشب که تا سحر خوابم نبرد ... داشتم فکر میکردم من همیشه تو هر اتفاقی هر دعایی که کردم گفتم : "خدایا اگر صلاح من تو این هست هاااا اگر نیست نمیخوام ... اگه موافق خواستت نیس نمیخوام ! " همیشه گفتم و الان حال و روزم اینه ...داشتم فکر میکردم احتمالا هیچی به صلاح من نیس... دیشب برای اولین بار "بدبخت" بودن رو برای خودم معنی کردم ... حس میکنم بعضی آدما اومدن که بدبخت باشن تا خوشبختی بعضی آدمای دیگه حس بشه... مث شب که باید باشه تا وجود روز هم حس بشه .

نمی نویسم دل کسی برام بسوزه...می نویسم حداقل برام خاطره بشه...

الانم که اینارو تو این شب مینویسم همچنان امیدی نیست... به زمینی ها امیدی نیست، ولی ...
ولی خودشون خوب میدونن که به آسمونیا امید داشتم و چندبار بددد خوردم به دیوار ، طوری که نای بلند شدن هم ندارم ...طوری که دیگه جلوی چشمم هم نمی بینم
طوری که تا ته خط هم دارم میرم ...نصفشو رفتم ...آدمش نیستم ، میترسم آدم ته خط بشم!


آسمونی ها !
واقعا شما ها منم میبینید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟:"(
واقعا منو می بینید ؟!
حداقل بهم بگید چرا !
مجازات ، تاوان ، تقاص ...باشه ولی فقط بهم بگید چرا !
فقط بگین تقاص چیو پس میدم ..


بعید میدونم حداقل برا من یه نفر اتفاقی بیافته ... اما برای همتون آرزوی شادی حقیقی رو دارم.


[ سه شنبه 1 مرداد 1392 ] [ 10:29 ب.ظ ] [ آلبالو خشگه! ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه